شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
223
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
فتق مصالح جمهور دست او را مطلق داشت و خويشتن « 1 » در كنج انزوا و مطموره اختفا به تكميل فضايل نفس و تحصيل مآثر ذات و اقتناى ذخاير خيرات و ارتقاى درجات نجات اشتغال نمود و معنى اين دو بيت بر لوح خاطر ثبت كرد : عقل جهان طلب در آلودگى زند * عقل خداپرست زند درگه صفا در دل مدار نقش امانى كه شرط نيست * بتخانه ساختن ز نظرگاه پادشا و مآل حال او بدان انجاميد كه مولف اين كتاب و محرر اين مقالات گويد : چو پيرى اثر كرد لهراسب را * وليعهد خود كرد گشتاسب را به اندرز گفت اى سرافراز مرد * ز راه و ز رسم نيا برمگرد چنان زندگانى كن اندر جهان * كه كردند پيش از تو فرمان دهان مرا بود شاهى و گنج و سپاه * به ايران و توران شدم پادشاه به فرمان من بود گردان سپهر * ز ايوان من تافتى ماه و مهر كنون مرغ عيشم فروريخت بال * فتاد اختر دولتم در و بال جوانى و كوپال و نيرو نماند * ز من هيچ جز نام نيكو نماند تو نيز ار كنى نام نيكو هوس * ره نيكنامى همين است و بس گويند عزير و دانيال عليهما السلام « 2 » معاصر مدت و معاضد دولت او بودند و او دعوت ايشان قبول كرد و در دين و ملت و مذهب و شريعت مرتبه بزرگ و درجه بلند يافت و علم نجوم و تسخير جن و هيات افلاك به واسطه رياضت و فكر ، ملكه نفس او شد و از مخترعات ضمير روشن و مستنبطات قريحت صافى ، معانى روحانى اظهار مىكرد و سخنان دلاويز و كلمات حكمتآميز مىگفت . اين نهال بلند از آن چمن است * وين نگين عقيق از آن يمن است العفو عند الاقتدار من علوّ الاقدار . و من كلامه : المودّة افضل من القرابة و الجود اعزّ من الذّخر و القناعة احسن من الغنى . * 4 و زمان دولت و اوان پادشاهى « 3 » او صد و بيست سال بود . و اللّه اعلم .
--> ( 1 ) - ب و ج : خويش . ( 2 ) - ب و ج : - عليهما السلام . ( 3 ) - ب و ج : سلطنت .